شيداي حسين
[ و چون از صفين باز مى‏گشت ، به گورستان برون کوفه نگريست و فرمود : ] اى آرميدگان خانه‏هاى هراسناک ، و محلتهاى تهى و گورهاى تاريک ، و اى غنودگان در خاک اى بى کسان ، اى تنها خفتگان اى وحشت زدگان شما پيش از ما رفتيد و ما بى شماييم و به شما رسندگان . امّا خانه‏ها ، در آنها آرميدند ، امّا زنان ، به زنى‏شان گزيدند . امّا مالها ، بخش گرديدند . خبر ما جز اين نيست ، خبرى که نزد شماست چيست ؟ [ سپس به ياران خود نگريست و فرمود : ] اگر آنان را رخصت مى‏دادند که سخن گويند شما را خبر مى‏دادند که بهترين توشه‏ها پرهيزگارى است . [نهج البلاغه]
 
 


 


حضرت علامه ذوالفنون آية الله حسن زاده آملي (مدظله العالي) در جلد اول


کتاب هزار و يک کلمه مي فرمايد :


درعنفوان جواني و آغاز درس زندگاني ، که در مسجد جامع آمل سرگرم به


صرف ايّام در اسم و فعل و حرف بودم و محو در فراگرفتن صرف و نحو ،


در سحرخيزي و تهجّد عزمي راسخ و ارادتي ثابت داشتم ؛ در رؤياي مبارک


سحري به ارض اقدس رضوي تشـــرّف حاصل کردم و بــه زيــارت جمـال


دلاراي ولي الله اعظم ثامــن الحجج علي بن موسـي الـرضا


عليه و علي آبائــه وابنائه آلاف التحيّة والثناء نايل شدم .


در آن ليله ي مبارک قبل از آنکه به حضور باهرالنورامام عليه السلام مشرّف


شوم ، مرا به مسجدي بردند که در آن مزار حبيب از احباءالله بود و به مـــن


فرمودند : در کناراين تربت دو رکعت نماز حاجــت بخوان و حاجــت بخواه


که برآورده است . من از روي عشـق و علاقــه مفرطي که به علــم داشــتم ،


نمـــاز خواندم و از خــداوند سبحان علــم خواستم ، سپــس به پيـشـگاه والاي


امام هشتـم ، سلطان دين ، رضا روحي لتربته الفداء و خاک درش تاج سرم ،


رسيدم و عرض ادب نمودم . بدون اينکه سخني بگويم امام که آگاه به سرّ من


بود و اشتياق و التهاب و تشنگي مرا براي تحصيل آب حيات علم مي دانست.


فرمود : نزديک بيا ، نزديک رفتم و چشم به روي امام گشودم ،ديدم با دهانـش


آب دهانش را جمع کرد و برلب آورد و به من اشارت فرمود که بنوش .


امام خم شد و من زبانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاي


امام را بخورم ، از کوثر دهانش آن آب حيات را نوشيدم و در همان حال به


قلبــم خطور کرد که اميرالمؤمنين ،علي عليه السلام فرمود:پيـغمـبر اکـرم (ص)


آب دهانـش را به لبش آورد و من آن را خوردم که هــزار در علـم و از هــر


دري هزار در ديگر به روي من گشوده شد .


پس از آن امـام عليه السلام طي الارض را عمـلا" به مــن بنمـود ، که از آن


خواب شيرين که از هزاران سال بيداري من بهتر بود بــدر آمدم ، به آن نويد


سحرگاهي اميدوارم که روزي به گفتار حافظ شيرين سخن به ترنّم آيم که :


دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند


                                                وندران ظلمت شب آب حياتم دادند


چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي


آن شب قدر که اين تازه براتم دادند                        


من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب


مستحق بودم و اينها به زکاتم دادند                         


                                                                               


شيداي حسين ::: دوشنبه 10/7/1385::: ساعت 9:34 عصر
 
 


خاطره همسر شهيد سيد مرتضي آويني از رفتار وي در خانه :
در خانه طوري بود که ما کمبودي احساس نمي کرديم . با آن که من هم کار در

مخابرات را آغاز کرده بودم و ايشان هم واقعا" گرفتاري کاري داشتند و تربيت

سه فرزندمان هم به عهده مان بود ، وقتي من مي گفتم ، فرصت ندارم شما بچّه

 را مثلا" به دکتر ببريد ، مي بردند .
من هيچ وقت درگير مسايل خريد بيرون از خانه ، کوپن يا صف نبودم ، جالب است

 بدانيد که اکثر مطالعاتشان را در اين دوران در همين صف ها انجام مي دادند .

 تمام خريد خانه بعهده خودش بود و اصلا" لب به گلايه باز نمي کرد ، خلق خوشي

 در خانه داشتند از من خيلي خوش خلق تر بودند.


شهيد سيد مرتضي آويني :

عالم محضر شهيد است ، اما کو حرمي که اين حضور را دريابد و در برابر خلاء ظاهريخود را نبازد ؟

زمان مي گذرد و مکان ها فرو مي نشينند ، اما حقايق باقي هستند . شهيدان زنده هستند و من و

 تو مرده ايم . شهدا صدق و استقامت خويش را در آن عهد ازلي که با خدا بسته بودند اثبات کردند .

کاش ما در خيل منتظران شهادت باشيم .


شيداي حسين ::: سه‏شنبه 4/7/1385::: ساعت 8:3 عصر

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
 
[13/8/1385- 8:14 ع] اعلام تغيير آدرس
[4/8/1385- 8:53 ع] دارا و سارا
[25/7/1385- 12:52 ص] احياي شب قدر
[16/7/1385- 10:47 ع] عيدشمامبارک
[آرشيو شده ها]
.:: منوي اصلي ::.
.:: آمار بازديد ::.
بازديد امروز : 2
بازديد ديروز : 14
بازديد کل : 9372
.:: درباره خودم ::.
شيداي حسين
شيداي حسين[20]
بنده اي از بندگان گنهکار پروردگار که سعي بر طي طريق در صراط مستقيم دارد و در اين مسير به ائمه اطهار(ع) متوسل شده تا با استعانت از الطاف آن پاکان عظيم الشأن مورد عنايات خداوند متعال قرار گيرم . انشاءالله
.:: موضوعات وبلاگ ::.
.:: لوگوي وبلاگ من ::.
شيداي حسين
.:: لينک دوستان ::.
.:: لوگوي دوستان::.







.:: فهرست موضوعي ::.
.:: آرشيو شده ها ::.
.:: اشتراک در خبرنامه ::.

نام:

ايميل:

 
.:: طراح قالب::.
مرکز نشر فرهنگ شهادت
مرکز نشر فرهنگ شهادت شيراز
مرکز نشر فرهنگ شهادت